<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>.</title>
<link>http://azzahra-qr.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 27 Sep 2009 09:26:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>آسیب شناسی مهدویت</title>
<link>http://azzahra-qr.blogfa.com/post-201.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;عزاداري و انتظار&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://img40.imagefra.me/img/img40/2/9/27/fattahy48/f_13m_e469210.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;وظيفه عزادار در قبال امام زمان(ع)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;عزدار حقيقي به خوبي مي‌داند كه سوگواري و برپايي مجالس بزرگداشت براي اهل بيت(ع) فقط قسمت كوچكي از وظايف الهي او نسبت به آنان است بلكه وظيفه بالاتر، توجه به درس‌ها و عبرت‌هاي عاشورا و عمل به آن‌ها است.عمل به تكاليف از جمله درس‌هايي است كه عزادار حقيقي از عاشوراييان فرا گرفته است. او خود را نسبت به امام زمانش مكلف و مسئول مي‌داند.1 عزادار، نيك مي‌داند كه بايد به تنهايي در دادگاه عدل الهي نسبت به رفتار خود با امام زمانش پاسخگو باشد لذا، براي عمل به وظيفه‌اش منتظر هيچ‌كس نمي‌ماند؛ او منتظر سازمان‌ها، نهادها و اشخاص نيست. او خودش به تنهايي براي خارج كردن امام زمان(ع) از تنهايي، غيبت، اضطرار و آوارگي تلاش مي‌كند. او مانند شهداي كربلا كه هرگز به كمي نفراتشان توجه نكردند و هر يك فقط و فقط به فكر انجام وظيفه در قبال امام مظلوم و تنهاييش بود و كاري به نتيجه و تأييد ديگران نداشت، عمل مي‌كند. مانند «عبدالله بن حسن(ع)» كه وقتي ديد عمويش تنها و مجروح به روي زمين افتاده است و دشمن دور او را گرفته، خود را به عمويش رساند و هنگامي كه «ابجربن كعب» شمشيرش را فرود آورد كه امام را بكشد، دست خود را در مقابل شمشير او گرفت تا از امامش دفاع كند و دستش قطع شد و در آغوش عمويش حسين(ع) افتاد تا اين كه «حرمله» او را با تير به شهادت رساند.2عزادار حقيقي يا «منتظر حقيقي» در اين مرحله مي‌داند كه اگر بخواهد رضايت خدا را جلب كند و به هدف خلقت و كمال نهايي و غايي وجودش نايل شود، بايد به اين «تنها موعظه» خداوند متعال در قرآن كريم عمل كند كه فرمود:   &lt;FONT color=#ff3300&gt;بقیه متن در ادامه مطلب...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 27 Sep 2009 09:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azzahra-qr&amp;postid=201</comments>
<dc:creator>azzahra-qr</dc:creator>
<guid>http://azzahra-qr.blogfa.com/post-201.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>علائم ظهور ::فتنه های آخرالزمان::</title>
<link>http://azzahra-qr.blogfa.com/post-200.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;فتنه‌هاي آخرالزمان&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img38.imagefra.me/img/img38/2/9/5/fattahy48/f_13m_1ae826e.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حضرت علي(ع)، ضمن چند روايت گونه‌هاي متعددي از فتنه‌هاي آخرالزماني را بيان نموده اند و همان‌طور كه خواهيم ديد، چهارمين يا پنجمين آنان را بدترين آنها خوانده‌اند: &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;چهار فتنه رخ خواهد داد؛ در اولي خون‌ريزي مباح مي‌شود؛ در دومي خون‌ريزي و غارت اموال؛ در سومي خون‌ريزي، غارت اموال و تجاوز به نواميس؛ چهارمي كه حتي اگر در سوراخ روباه پنهان شده باشي دچار آن فتنه خواهي شد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حضرت علي(ع) از آغازين ايام حيات، در محضر رسول خدا(ص) بود و از درياي علم ايشان خوشه برمي‌چيد. به تصريح آن امام همام، نبي خاتم(ص) در لحظات آخرين زندگي پرخير خويش، هزار دروازة علم را براي ايشان گشودند كه از هريك از آنها هزار در ديگر گشوده شد.1 بنابر شرايطي كه حضرت علي(ع) در آن مي‌زيستند بيش از ديگر اهل بيت(ع) به تصوير و ترسيم آينده، گاه نزديك و گاه دور پرداختند. از مشهورترين پيش‌گويي‌هاي ايشان كه به سرعت، راستي آن بر مخاطبان عيان شد، ماجراي جنگ نهروان با خوارج بود كه فرمودند:      &lt;FONT color=#ff3300&gt;بقیه در ادامه مطلب...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 Sep 2009 12:45:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azzahra-qr&amp;postid=200</comments>
<dc:creator>azzahra-qr</dc:creator>
<guid>http://azzahra-qr.blogfa.com/post-200.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سايت جديد دارالقرآن الزهراء(س)</title>
<link>http://azzahra-qr.blogfa.com/post-199.aspx</link>
<description>با سلام
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;به حول و قوه الهي دارالقرآن الكريم الزهراء(س) موفق به راه اندازي وبسايت جديد خود گرديد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر چند كه اين وبسايت در مراحل اوليه كار قرار دارد و داراي نواقص بسيار زياد مي باشد ولي مطمئنيم كه با ياري شما همراهان و دوستان عزيز هر چه زودتر به پايگاهي بسيار قوي جهت نشر علوم و معلرف ناب قرآن كريم تبديل خواهد گرديد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#9900cc&gt;از تمامي عزيزاني كه مايلند دعوت به عمل مي آيد تا مطالب و نوشته هاي خود را جهت انتشار در سايت با استفاده از قسمت ارسال مطلب براي ما بفرستند تا پس از بررسي و تاييد به نام خودتان در سايت منتشر گردد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اميد است كه اين كم را صاحب قرآن از ما بپذيرد. ان شاءالله&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;جهت ورود به سايت جديد بر روي شكل زير كليك نماييد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://azzahraqr.net&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://files.myopera.com/seyed_255/image/azzahraqr.png&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 21 Aug 2009 09:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azzahra-qr&amp;postid=199</comments>
<dc:creator></dc:creator>
<guid>http://azzahra-qr.blogfa.com/post-199.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سومین مولود خانه وحی</title>
<link>http://azzahra-qr.blogfa.com/post-198.aspx</link>
<description>&lt;div class=&quot;GImg&quot; style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img align=&quot;absmiddle&quot; alt=&quot;حضرت زینب علیهاالسلام&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1388/02/202125209128173380831221101172021492613835.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;حضرت
زینب(‏علیهاالسلام) سومین فرزند حضرت فاطمه و حضرت علی(علیهماالسلام) در
روز پنجم جمادی‏الاول سال پنجم یا ششم هجری چشم به جهان گشودند. در این
زمان، پیامبر اکرم(‏صلی الله علیه و آله) در مدینه حضور نداشتند.
امیرالمؤمنین (‏علیه‎السلام) نام‏گذاری این کودک را به تاخیر انداختند تا
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به مدینه بازگشتند. &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;آن
حضرت به فرمان الهی نام این مولود مبارک را «زینب» گذاشتند و توصیه
فرمودند که این طفل را همواره گرامی بدارید؛ چون او شبیه جده‏اش خدیجه
کبری(‏علیهاالسلام) است. یعنی همانگونه که حضرت خدیجه(‏علیهاالسلام) در
آغاز بعثت ‏با شجاعت و فداکاری متحمل زحمات زیادی شد تا نهال نورسته اسلام
حفظ و بارور شود، حضرت زینب(‏علیهاالسلام) نیز با صبر و ایثار و تحملِ
سخت‏ترین فشارها از به خطر افتادن اساس اسلام جلوگیری به عمل می‏آورند. &lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در
توصیف آن زینب کبری(علیهاالسلام) می‏گویند: حضرت در وقار و شخصیت چون
جده‏اش حضرت خدیجه‏(علیهاالسلام) و در عفاف و عصمت همانند مادرش حضرت
زهرا(علیهاالسلام) بودند. &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;GeneralSooTitr&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;div class=&quot;SooTitrContent&quot;&gt;در
توصیف آن زینب کبری(علیهاالسلام) می‏گویند: حضرت در وقار و شخصیت چون
جده‏اش حضرت خدیجه‏(علیهاالسلام) و در عفاف و عصمت همانند مادرش حضرت زهرا
(علیهاالسلام) بودند. &lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;زینب کبری تا حدود پنج ‏یا
شش سالگی، تحت تربیت شخص پیامبر اکرم(‏صلی الله علیه و آله) و در آغوش
مادر بزرگوارش حضرت زهرا(علیهاالسلام) پرورش یافت و از این پس، مسؤولیت
تربیت و پرورش او به عهده حضرت علی‏(علیه‎السلام) نهاده شد.&lt;/strong&gt; تا
این ‏که در سال هفدهم هجری به همسری پسرعمویش، عبدالله بن جعفر درآمد.
آنگاه که مردم با امیرالمؤمنین علی(‏علیه‎السلام) بیعت کردند، حضرت برای
یاری پدر از مدینه به کوفه رفت و در مدت پنج ‏سال دوران سخت‏ حکومت حضرت
علی‏ (علیه‎السلام)، همواره یار و تسکین‎بخش غم‏های پدر بودند و زنان کوفه
را آموزش می‏دادند... چون حضرت علی(‏علیه‎السلام) در محراب عبادت با شمشیر
ابن ملجم مرادی ضربه ‏خوردند، پرستاری آن حضرت را برعهده گرفتند و به
دنبال شهادت امیرالمؤمنین(‏علیه‎السلام) و هنگام نوبت امامت ‏برادر
بزرگشان امام حسن‏(علیه‎السلام) در کنار برادر قرار گرفتند و آنگاه که
امام حسن‏(علیه‎السلام) از کوفه به مدینه برگشتند، به همراه ایشان، حضرت
زینب(‏علیهاالسلام) نیز به مدینه آمدند. &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;GeneralSooTitr&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;div class=&quot;SooTitrContent&quot;&gt;پیامبر
به فرمان الهی نام این مولود مبارک را «زینب» گذاشتند و توصیه فرمودند که
این طفل را همواره گرامی بدارید؛ چون او شبیه جده‏اش خدیجه
کبری(‏علیهاالسلام) است. یعنی همانگونه که حضرت خدیجه(‏علیهاالسلام) در
آغاز بعثت ‏با شجاعت و فداکاری متحمل زحمات زیادی شد تا نهال نورسته اسلام
حفظ و بارور شود، حضرت زینب(‏علیهاالسلام) نیز با صبر و ایثار و تحملِ
سخت‏ترین فشارها از به خطر افتادن اساس اسلام جلوگیری به عمل می‏آورند. &lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;وقتی
که در سال پنجاه هجری معاویه حضرت امام حسن‏(علیه‎السلام) را مسموم کرد
باز غمخواری و پرستاری برادر با زینب بود و پس از شهادت امام
حسن(‏علیه‎السلام) در خدمت امام حسین (‏علیه‎السلام) بودند و زمانی که در
سال شصت هجری امام حسین‏(علیه‎السلام) عازم مکه شدند، به همراه آن حضرت از
مدینه خارج شدند و از آن لحظه به بعد تا روز عاشورا در خدمت ‏به قیام حضرت
اباعبدالله(‏علیه‎السلام) تلاش می‏کردند و لحظه‏ای از آن حضرت جدا نشدند. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;نقل
می‏کنند در جریان حرکت ‏به سوی عراق، ابن عباس به امام حسین(‏علیه‎السلام)
گفت اگر ناگزیر باید به این سفر بروید، حداقل زنان و بچه‏ها را با خود
نبرید. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;در این لحظه، حضرت زینب‏(علیهاالسلام) خطاب به ابن
عباس فرمودند: ... سوگند به خدا از حسین جدا نخواهم شد، همراه او خواهم
بود با او زندگی کرده و با او می‏میرم. &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;hr style=&quot;margin-left: 0px; margin-right: 0px;&quot; /&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;برگرفته از کتاب خصائص الزینبیه، ص 283 به بعد.&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 29 Apr 2009 23:41:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azzahra-qr&amp;postid=198</comments>
<dc:creator></dc:creator>
<guid>http://azzahra-qr.blogfa.com/post-198.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>احكام شرعى تلاوت قرآن </title>
<link>http://azzahra-qr.blogfa.com/post-197.aspx</link>
<description>&lt;H1 align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;احكام شرعى تلاوت قرآن &lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;H1 align=center&gt;&lt;IMG alt=قرآن src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1387/10/152134924196164524591862321901810129135.jpg&quot; align=absMiddle&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;گاه چگونگى تلاوت قرآن مشمول احكام تكليفى شرعى مى‌گردد; گرچه اين فصل به‌طور عام، زير مجموعه آداب تلاوت است که از جمله آن‌هاست: تلفظ صحيح كلمات قرآن، گوش دادن به تلاوت قرآن، تلاوت و حفظ قرآن، جواز خواندن متفرّق، نگهدارى مصاحف، خواندن غلط از روى عذر و غفلت و ناتوانى و قرائت در هر مكان و هر زمانى كه ممكن است و به هر يك از قرائت‌هاى رايج و مشهور در جامعه اسلامى و عدم جواز مسّ قرآن بدون وضو براى عموم و بدون غسل براى شخص جُنُب و حائض و‌...‌.&lt;/P&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P align=justify&gt;1- كسى كه لهجه دارد و قرآن را مى‌خواند، اگر در ذهنش بداند كه تلفظ صحيح كلمه قرآنى چگونه است، ولى نتواند آن را به زبان بياورد و يا اشتباه بخواند، آيا آن‌گونه كه مى‌خواند، مورد قبول پروردگار قرار مى‌گيرد و يا حتماً بايد به صورت صحيح تلفظ نمايد؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff3300 size=1&gt;بقیه متن در ادامه مطلب...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Sat, 11 Apr 2009 09:24:42 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azzahra-qr&amp;postid=197</comments>
<dc:creator>azzahra-qr</dc:creator>
<guid>http://azzahra-qr.blogfa.com/post-197.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تنها شرط قرآن برای قبولی دعا ! </title>
<link>http://azzahra-qr.blogfa.com/post-196.aspx</link>
<description>&lt;H1 align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;تنها شرط قرآن برای قبولی دعا !&lt;/FONT&gt; &lt;/H1&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;شناختنامه قرآن  44&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;
&lt;P class=GImg align=center&gt;&lt;IMG alt=دعا src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1387/12/10419857542211612387223118424413120010845.jpg&quot; align=absMiddle&gt;&lt;/P&gt;&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;سوره مبارکه مؤمن&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/STRONG&gt;( &lt;SPAN&gt;غافر &lt;/SPAN&gt;)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این سوره مبارکه، درباره استکبار کافران و جدال آنها با حق سخن می‌گوید و با بیان حال گذشتگان و تکذیب کنندگان حق و عذاب خوار کننده الهی که آنها را فرا گرفت و بیان آنچه در آخرت برای آنها اتفاق خواهد افتاد، این استکبار و جدال  را درهم می‌شکند. حجتهای باطل آنها با استدلالهای محکم بر توحید در ربوبیت ابطال می‌کند و پیامبر - صلی الله علیه وآله- را به صبر امر کرده و به آن حضرت و مؤمنان وعده ی نصرت می‌دهد.&lt;SUP&gt;1&lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SUP&gt;بقیه متن در ادامه مطلب...&lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 09 Apr 2009 09:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azzahra-qr&amp;postid=196</comments>
<dc:creator>azzahra-qr</dc:creator>
<guid>http://azzahra-qr.blogfa.com/post-196.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ارزش هر کس به لباس اوست!</title>
<link>http://azzahra-qr.blogfa.com/post-195.aspx</link>
<description>&lt;H1 align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;ارزش هر کس به لباس اوست! &lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;H1 align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;لباس معرف شخصیت&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1388/01/21425050834916417012212014150199251114296.jpg&quot; align=absMiddle&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;P align=justify&gt;این روزها با فرارسیدن عید نوروز و تقارن آن با بهار طبیعت بسیارى از خانواده ها را مى بینیم كه با تهیه لباس نو براى خود به گرمی به استقبال نوروز می روند. در این میان شاید مناسب باشد اهمیت لباس را از دیدگاه قرآن بررسى كنیم. شاید بینش خاص قرآنى در باره این موضوع نگاه جامعه ما را نسبت به این مقوله تحت تأثیر خود قرار دهد در این مختصر سعى شده تا با نگاهى تحلیلى به سوره اعراف این مساله بررسى شود.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 09 Apr 2009 09:17:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azzahra-qr&amp;postid=195</comments>
<dc:creator>azzahra-qr</dc:creator>
<guid>http://azzahra-qr.blogfa.com/post-195.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خورشيد عرفان</title>
<link>http://azzahra-qr.blogfa.com/post-192.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;چهل سؤ ال عرفانى و اخلاقى از امام خمينى&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=emam hspace=0 src=&quot;http://files.myopera.com/seyed_255/image/01.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;((سرخوش از جام سبوى تو منم من ))&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;مرد بزرگ انديشه ها خمينى با چشمانى آفتاب گون آمد و آفتاب باورش ‍ را بر دلهاى ما تابانيد تا پاينده شويم .&lt;BR&gt;ذوق عشق تا نكنى ذوق عرفان نيز سودت ندهد و اين شدنى نيست !!! الاّ به خود باختن خويش ، امام خمينى در هدايت هاى عرفانيش صرفاً ناقل نبوده و نيست ، بلكه آنچه باعث نورانيت اين شخصيت عرفانى است همانا عملكرد پر نور او در اين صحنه نور ريز است .&lt;BR&gt;او با روح خدائيش عرفان نابى را در جان جامعه جارى كرد كه معانى بهشتى آن ملتى را به جان آورد و شهره بازار نمود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;اين مجموعه شامل چهل سؤ ال عرفانى است كه از کتابی به همین نام نوشته اقای محمد رضا رمزى اوحدى استخراج شده است. امید که مورد قبول دوستان واقع گردد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;BR&gt;والحمدلله رب العالمين&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#999999&gt;اولین سوال را در ادامه مطلب مشاهده فرمایید&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Mar 2009 23:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azzahra-qr&amp;postid=192</comments>
<dc:creator></dc:creator>
<guid>http://azzahra-qr.blogfa.com/post-192.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>داستانهایی از سرزمین کربلا</title>
<link>http://azzahra-qr.blogfa.com/post-188.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 261px; HEIGHT: 311px&quot; height=361 src=&quot;http://farm2.static.flickr.com/1335/1394808470_f323f63766.jpg&quot; width=261&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;يك دانه تسبيح از تربت كربلا&lt;/FONT&gt;&lt;A name=link38&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;شيخ طوسى قدس الله سره نقل فرموده كه : حسين بن محمّد عبداللّه از پدرش نقل نمود، كه گفت :&lt;BR&gt;در مسجد جامع مدينه نماز مى خواندم مردان غريبى را ديدم كه به يك طرف نشسته با هم صحبت مى كردند.&lt;BR&gt;يكى به ديگرى مى گفت : هيچ مى دانى كه بر من چه واقع شده ، گفت : نه !&lt;BR&gt;گفت : مرا مرض داخلى بود كه هيچ دكترى نتوانست آن مرض را تشخيص ‍ بدهد تا ديگر نا اميد شدم .&lt;BR&gt;روزى پيرزنى بنام سلمه كه همسايه ما بود به خانه من آمد مرا مضطرب و ناراحت ديد گفت اگر من تورا مداوا كنم چه مى گويى ؟ گفتم ! به غير از اين آرزويى ندارم .&lt;BR&gt;به خانه خود رفته و پياله اى از آب پر كرده و آورد و گفت : اين را بخور تا شفا يابى من آن آب را خوردم بعد از چند لحظه خود را صحيح و سالم يافتم ، و از آن درد و مرض در من وجود نداشت تا چند ماه از آن قضيّه گذشت و مطلقا اثرى از آن مرض در من نبود .&lt;BR&gt;روزى همان عجوزه به خانه من آمد، به او گفتم اى سلمه بگو ببينم آن شربت چه بود كه به من دادى و مرا خوب كردى ! و از آن روز تا به حال دردى احساس نمى كنم و آن مرض برطرف گرديد .&lt;BR&gt;گفت : يك دانه از تسبيحى كه در دست دارم پرسيدم ، كه اين چه تسبيحى بود، گفت : تسبيح از تربت كربلا بوده است كه يك دانه از اين تسبيح در آب كرده به تو دادم .&lt;BR&gt;من به او پرخاش كردم و گفتم : اى رافضه (اى شيعه ) مرا به خاك قبر حسين مداوا كرده بودى ، ديدم غضبناك شد و از خانه بيرون رفت و هنوز او به خانه خود نرسيده بود كه آن مرض بر من برگشت ، و الحال به آن مرض ‍ گرفتار و هيچ طبيبى آن را علاج نمى تواند بكند، و من بر خود ايمن نيستم و نمى دانم كه حال من چه خواهد شد.&lt;BR&gt;در اين سخن بودند كه مؤذّن اذان گفت ما به نماز مشغول شديم و بعد از آن نمى دانم كه حال آن مرد به كجاست و چه به حال او رسيده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;FONT color=#cc0000 size=1&gt;ادامه داستانها در ادامه مطلب&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 14 Feb 2009 08:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azzahra-qr&amp;postid=188</comments>
<dc:creator>azzahra-qr</dc:creator>
<guid>http://azzahra-qr.blogfa.com/post-188.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نکته های ناب</title>
<link>http://azzahra-qr.blogfa.com/post-187.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;آسایش امروز آرامش فردا&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 324px; HEIGHT: 177px&quot; height=177 src=&quot;http://noorportal.net/Page-Data/StaticImages/Elmi-Farhangi/9522/9523/nokteha/02.jpg&quot; width=375&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;بسیاری ازمردم برای آسایش فردای خود ...    &lt;FONT color=#cc0000 size=1&gt;بقیه متن در ادامه مطلب...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 10 Feb 2009 18:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=azzahra-qr&amp;postid=187</comments>
<dc:creator></dc:creator>
<guid>http://azzahra-qr.blogfa.com/post-187.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
