تبليغاتX
پایگاه اطلاع رسانی دارالقرآن الزهراء س تکاب



سخن عشق

نماز خواندن امضاء کردن دفتر حضور و غیاب خداوند است
و هرکس دیر امضاء کند برایش تأخیر نوشته می شود


اخبار وبلاگ

قسمت موبایل بروز شد. برای آگاهی از بروز شدن هریک از موضوعات وبلاگ نشانگر ماوس را برای چند ثانیه روی آن نگه دارید.

تصویر و حدیث روز




عضویت

براي مطلع شدن از اضافه شدن مطالب جديد به سايت در خبرنامه عضو شويد .





Powered by WebGozar


لوگوي وبلاگ

لینک سایت مذهبی

                            

                                   

 



+ نويسنده : ققنوس تاريخ : چهارشنبه 1387/04/26 |


یا علی

این خانه را باید خدا در اصل معماری کند

آدم بنایش برنهد جبریل هم یاری کند

آید اولی العزمی دگر یک چند حجاری کند

آن را اولی الامری دگر منقوش و گچکاری کند

اینسان خدا از خانه اش چندی نگهداری کند

تا ساعتی از دوستی یک مهمانداری کند

میلاد با سعادت

مولود کعبه مولی الموحدین حضرت امیرالمومنین امام علی بن ابیطالب (ع)

محضر امام عصر و الزمان امام الانس و الجان  حجت ابن الحسن العسکری حضرت مهدی عجل الله تعالی فرج و تمام عاشقان حضرت تبریک وتهنیت باد.

 

برخیز که قدسیان جوابت بدهند

وز کوثر معرفت شرابت بدهند

چون ماه رجب باشدو اعیاد علی

این روز دعای مستجابت بدهند

یا علی...



+ نويسنده : تاريخ : چهارشنبه 1387/04/26 |


زاده کعبه

 

فاطمه بنت اسد، وظیفه‌ای بزرگ بر عهده داشت. او صاحب فرزندی شد، که محل تولدش کعبه بود. آیا خداوند چنین وظیفه‌ای را به یک زن عادی محول کرد؟

مریم برگزیده خدا بود و عیسی روح الله ...

زمان وضع حمل عیسی فرا رسید. خداوند به حضرت مریم امر کرد که از معبد و عبادتگاه بیرون رود و فرزند خود را در صحرا - زیر درخت خرمایی- به دنیا آورد. نخل خرما به امر خدا بارور شد و میوه خود را ارزانی مادر عیسی کرد. (1)

اما، فاطمه بنت اسد ...

هنگام وضع حمل علی بن ابیطالب به درون کعبه فرا خوانده شد. سه روز مهمان خدا بود. همان جا فرزندش را به دنیا آورد. در این سه روز فرشتگان از آسمان برای او غذاهای بهشتی آوردند.
فاطمه بنت اسد هم از مریم - برگزیده زنان زمان خویش - و هم از آسیه - قهرمان توحید - برتر است. آری! او شایسته مقام مادری علی بن ابیطالب است که او، هم از عیسی و هم از موسی بلند مرتبه‌تر است.

 بانوی مکه قبل از این که وارد کعبه شود سرودی بس زیبا بر لب داشت، ترنمی برخاسته از باغ سبز مکتب انبیاء، نوایی که جز از قلبی سرشار از ایمان ،به گوش نمی‌رسد. او می‌خواند:

«پروردگارا! من زنی هستم که به تو و به پیامبران و کتب آسمانی ایمان دارم، سخن نیای بزرگم خلیل را تصدیق می‌کنم ...

به حق کسی که این خانه را بنا کرد و به حق فرزندی که در شکم دارم، ولادت او را بر من آسان فرما. (2)

سه روز درون کعبه بود. هنگامی که از کعبه بیرون آمد، فضیلت خود را بر مریم - مادر عیسی - و آسیه - همسر فرعون - به صراحت اظهار کرد. همان آسیه که در خانه فرعون به موسی ایمان آورد و تا پای جان از ایمان خود دفاع کرد. او با زمزمه‌ای دلنشین، ایمان خود را به خدای موسی و وعده‌های آسمانی به جهانیان نشان داد. آسیه، بانوی مومنه، غرق در خون خود در حالی که میخ‌های آهنین فرعون، بدنش را به زمین دوخته بود، با متانت لب به مناجات باز می‌کند. قرآن، سخن او را از لا به لای قرن‌های گذشته برای ما نقل می‌کند.

«پروردگارا! برای من نزد خود در بهشت، جایگاهی بنا کن و مرا از فرعون و عمل او نجات بده.» (3)

فاطمه بنت اسد هم از مریم - برگزیده زنان زمان خویش - و هم از آسیه - قهرمان توحید - برتر است. آری! او شایسته مقام مادری علی بن ابیطالب است که او، هم از عیسی و هم از موسی بلند مرتبه‌تر است. از صفحات زیبای تاریخ زندگی او، زحماتی است که برای پیامبر کشید، تا جایی که پیامبر خدا او را مادر خویش خواند. پیامبر فرمود:

او به راستی مادرم بود. کودکان خود را گرسنه نگه می‌داشت و مرا سیر می‌کرد. آنان را گردآلود رها می‌کرد و مرا شسته و آراسته می‌داشت.(4)

آن روز که خبر وفات فاطمه بنت اسد را به رسول خدا دادند، پیامبر به دلیل احترامی که برای او قائل بود، پیراهن خود را کفن این زن فداکار کرد و قبل از این که بدنش را در قبر بگذارند وارد قبر شد، در لحد خوابید و گفت: «امروز مادرم از دنیا رفت.»

 فاطمه بنت اسد، پیامبر خدا را بر فرزندان خویش ترجیح می‌داد. او مادر کسی بود که در تمام عمرش، پیامبر را بر خود ترجیح داد و همواره خود را سپر بلای پیامبر اسلام کرد.

آن روز که خبر وفات فاطمه بنت اسد را به رسول خدا دادند، پیامبر به دلیل احترامی که برای او قائل بود، پیراهن خود را کفن این زن فداکار کرد و قبل از این که بدنش را در قبر بگذارند وارد قبر شد، در لحد خوابید و گفت: «امروز مادرم از دنیا رفت.» (5)

به هنگام دفن، دست به دعا بلند کرد و گفت:

«خدایا! فاطمه را به گفتار ثابت، استوار کن.

پدر، از اوصیای حضرت ابراهیم و آخرین بازمانده دین حنیفیت!

مادر، برترین زن دوران، برگزیده خداوند!

پدر، تمام همّ و غمّش حمایت از برادرزاده‌اش بود.

مادر، زندگی را در پرستاری از او معنا داد.

و خداوند به این پدر و مادر، فرزندی عطا کرد که بعد از پیامبر اسلام برترین مخلوق خداوند شد و تنها کسی که شایستگی وصایت بلافصل نبی اکرم را پیدا کرد.                               

پی‌نوشت‌ها:

1- سوره مریم، 6- 25 .

2- محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 35، ص 8 .

3- سوره تحریم، آیه 11 .

4- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 6، ص 241 .

5- محدث نوری، وسائل الشیعه، ج3، ص 176 .

               منبع:

کتاب از کعبه تا بهشت، داود صفرزاده



+ نويسنده : تاريخ : چهارشنبه 1387/04/26 |


سبوی صفای 3

همراهان و همسفران بزرگوار

با عرض سلام و ارادت و آرزوی روزهای سرشار از شور و نشاط برای شما

امیدواریم، هر هفته با مجموعه «سبوی صفا» شاهد باران ارادتمان بر خانه‏های دلتان باشید.

اگر با نوشته ها و نظرات خوبتان یاریمان کنید، ممنون و سپاسگزاریم.


 =======================================



1. شادی سرا

اِنَّ فِی الجَنَّةِ دارٌ یُقالُ لَها دارُ الفَرَحِ لا یَدخُلُها إلاّ مَن فَرَّحَ یَتامی المُؤمِنینَ.

میزان الحکمه، ج 5، ص 2450، ح 8460.

شرح حدیث: شادی های دنیا هر چه هم جالب باشد و لذت بخش، زودگذر است و تازه با زحمت و دردسر عجین شده است ولی شادی های آخرت همیشگی و بدون دردسر است.

راستی شادی سرای آخرت کجاست؟ راه ورود به آن چیست؟

پیامبر(ص) فرمودند: «در بهشت جایی است که به آن «شادی سرا» می گویند و فقط کسانی وارد آن می شوند که در دنیا دل یتیمی را شاد کرده باشند.»

(کوله پشتی زندگی، قنبرعلی تیموری، صفحه 13)

 

 

2. ارتباط با قرآن هر چند فقط با قرائت آن باشد

 فرزندم! با قرآن اين بزرگ كتاب معرفت آشنا شو، اگر چه با قرائت آن. و راهى از آن به سوى محبوب باز كن و تصور نكن كه قرائت بدون معرفت اثرى ندارد كه اين وسوسه شيطان است.

 آخر، اين كتاب از طرف محبوب است براى تو و براى همه كس، و نامه محبوب، محبوب است اگر چه عاشق و محبّ، مفاد آنرا نداند و با اين انگيزه، حبّ محبوب كه كمال مطلوب است به سراغت آيد و شايد دستت گيرد.

 ما اگر در تمام لحظات عمر به شكرانه اين‏كه قرآن كتاب ما است به سجده رويم از عهده برنيامده‏ايم.(1)

 

3. دوستان وارسته و متعهد انتخاب كن

از وصيّت‏ها [ى] من كه در آستان مرگ و نفس‏هاى آخر را مى‏كشم به تو كه از نعمت جوانى برخوردارى، آن است كه معاشران خود و دوستان خويش را از اشخاص وارسته و متعهّد و متوجه به معنويّات و آنانكه به حبّ دنيا و زخارف آن گرايش ندارند و از مال و منال به اندازه كفايت و حدّ متعارف پا بيرون نمى‏گذارند و مجالس و محافلشان آلوده به گناه نيست و از اخلاق كريمه برخوردارند، انتخاب كن كه تأثير معاشرت در دو طرف صلاح و فساد اجتناب‏ناپذير است.

و سعى كن از مجالسى كه انسان را از ياد خدا غافل مى‏كند پرهيز نمايى كه با خو گرفتن به اين مجالس، ممكن است از انسان سلب توفيق شود كه خود مصيبتى است جبران‏ناپذير.(2)

 

4. یک روز خوش نمانده برایم بدون تو

غزلی مهدوی از امیر اکبرزاده به دوست داران امام زمان(عج) و منتظران ظهور

 

با این‌که زیر بار غمت خم شده قدم

حیران هنوز در پی تو می‌زنم قدم

 

 روز خوش نمانده برایم بدون تو

شادی نمانده است برایم به غیر غم

 

بی تو چقدر زندگی‌ام مرگ‌آور است

تقدیر من نوشته شده با خط عدم

 

روزی که سرنوشت، مرا دور از تو خواست

هر روز من تباه‌تر از قبل شد رقم

 

بسیار گفته‌ام که تو هستی و می‌رسی

گرچه که خورد بی تو به من انگ متهم

 

بین من و تو، فاصله، شوق رسیدن است

این اشتیاق، فاصله‌ها را نُموده کم

 

من نیز عاشقم نه به قدری که دیگران

آن قدر عاشقم که به تو می‌خورم قسم

 

من هم تو را شبیه همه منتظر شدم

من هم به نذر «آمدنت» می‌روم حرم

 

من هم برای آمدنت ندبه ندبه اشک

هر صبح جمعه باران باران می‌آورم

 

و قطره قطره دانه‌تسبیح می‌شود

اشکم همین که نام تو می‌روید از لبم(3)

 

پی‏نوشت‏ها:

1) وعده ديدار، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى(ره)، نامه 8/2/1361حضرت امام به فرزندش مرحوم حاج سيداحمدآقا.

2) همان.

3) برگرفته از سایت آینده روشن. 

برگرفته از سایت مکاتبه و اندیشه



+ نويسنده : تاريخ : دوشنبه 1387/04/24 |


حرف شیطان را باور می کنی؟

حرف شیطان را باور می کنی؟

حرف شیطان را باور می کنی؟

 

آن یکی، «الله» می گفتی شبی

تا که شیرین می شد از ذکرش لبی

گفت شیطان: آخر ای بسیارگو

این همه «الله» را «لبیک» کو؟

می نیاید یک جواب از پیشِ تخت

چند «الله» می زنی، با روی سخت

او شکسته دل شد و بنهاد سر

دید در خواب، او خَضِر را در خَضَر

گفت: «هین، از ذکر چون وامانده ای؟

چون پشیمانی، از آن کش خوانده ای؟»

گفت: لبیکم، نمی آید جواب

زان همی ترسم، که باشم ردّ باب

گفت: آن «الله» تو «لبیک» ماست

وان نیاز و درد و سوزت، پیک ماست

ترس و عشقِ تو، کمندِ لطف ماست

زیر هر یا ربّ تو، لبیکهاست

(مثنوی، مولوی)


 این هم بد عادتیست که ما داریم ! اینکه تا نیایشی می کنیم یا دو صفحه دعا می خوانیم ،  کمی مکث می کنیم این طرف و آن طرف را نگاهکی می اندازیم ،  کمی هم جابجا می شویم صدایی صاف می کنیم ،منتظریم که فرشته ای به ما نازل شود و از جانب حق تعالی مائده ای آسمانی برایمان بیاورد و ما بگوییم "دست شما درد نکند ، حالا مطمئن شدم دعایم را شنیدید"!

 یک آقایی گویا زمان جناب مولوی همین مشکل را داشته که ما الان داریم با این تفاوت که وقتی ذکرهایش را گفت شیطان هم وارد صحنه شد و گفت "ای بابا حالا این همه صدا کردی یک بله شنیدی بیچاره؟ ماشالا عجب رویی داری ها! " این آقا سر افکنده شد و از سر سجاده بلند شد و رفت و خوابید.  تا به خواب رفت سروشی سبز پوش را به خواب دید . از مرد پرسید چه شد که یاد خدا را رها کردی؟ مگر از دعاهایت پشیمان شده ای؟

مرد گفت : " آخر من پاسخی از طرف خدا نمی شنوم .شاید مرا از درگاهش رانده باشد." سروش گفت :

 

اگر تو می توانی نام خدا را به زبان بیاوری ، همان دعای تو پاسخ ماست . همان سوزی که در دل تست نشان لبیک ماست . هر بار که خدایا میگویی ما چندین بار بله گفته ایم...

گفت:         

                                                     آن «الله» تو «لبیک» ماست

وان نیاز و درد و سوزت، پیک ماست

                     ترس و عشقِ تو، کمندِ لطف ماست

                                                 زیر هر یا ربّ تو، لبیکهاست

برگرفته از سایت تبیان



+ نويسنده : تاريخ : یکشنبه 1387/04/23 |


سبوی صفا 2

1. ناامید نباش

 

الفاجِرُ الرّاجِی لِرَحمَةِ اللهِ تَعالی أَقرَبُ مِنها مِنَ العابِدِ المُقَنَّطِ.

 

میزان الحکمه، ج 10، ص 5046، ح 17109

 

شرح حدیث: در زندگی امید شاه کلید پیروزی است. انسان های امیدوار یک گام به کامیابی نزدیک‏ترند. و انسان های ناامید گرچه به ظاهر زنده‏اند و نفس می کشند ولی سال‏هاست که مرده‏اند و خود بی‏خبرند.

اصلاً چرا ناامیدی؟! چرا یأس؟! مگر امید، رمز حرکت و اکسیر تلاش نیست؟ و یأس طلسم عقب‏گرد؟! پس چرا مأیوس باشیم؟!

پیامبر(ص) فرمودند: «گناهکار امیدوار، به رحمت خدا نزدیک‏تر است تا عابد ناامید». (کوله پشتی زندگی، قنبرعلی تیموری، صفحه 13)

 

2. گره زلف يار

سال 1381، شامگاه يك پنجشنبه تابستانى.

تهران، خيابان آفريقا، يك پاساژ باحال سانتى مانتال.

«لطفاً حجاب اسلامى را رعايت فرماييد.»

دختركان جوان، لاك زده و مانيكور كرده، با هفت قلم آرايش و موهاى افشان به ده‏ها مغازه برمى‏خورند كه اين تابلو بر روى در ورودى آنها - جايى كه همه آن را ببينند - نصب شده است.

توجهى به اين نوشته كنند؟ اصلاً!

اندكى از اين زلف پريشان در پس روسرى حريرآساى خويش پنهان كنند؟ ابداً!

اگر اينان چنين كنند، تكليف آنان چه مى‏شود؟ آنان كه آمده‏اند براى گره گشايى از زلف يار!

معاشران گره از زلف يار بازكنيد

شبى خوش است بدين قصه‏اش دراز كنيد

بگذريم... براى غربت حافظ همين بس. همين كه شب خوش قصه او شامگاه يك پنجشنبه تابستانى باشد در يك پاساژ با حال سانتى مانتال!

 

***

بگويى اندكى ناشادمانى و رنج، يا شكوه و گلايه در زواياى رخسارش پيدا باشد، هرگز!

تازه از فرانسه برگشته بود. مى‏خنديد و مى‏گفت مهد دموكراسى، تحمل يك متر روسرى را نداشت. نتوانستند حضور چند دختر محجبه را در مدارس خود بپذيرند... چه راحت حكم به اخراج ما كردند.

گفتم چرا مى‏خندى؟ گفت چرا نخندم! بر سر عقيده‏ام ماندم تا آخر! اين جالب نيست؟

گفتم همه اين حرف‏ها به خاطر يك متر روسرى است؟ جوابى كه داد از سن و سالش خيلى پخته‏تر بود. زيركانه و هوشمندانه!

 نه! اين بهانه است. آنها حجاب را نه فرهنگ مى‏دانند، نه تمدن، نه اصالت و نه هويت!...صرفاً اعتقادى فردى كه محدوديت و انحصار در دل آن است.

مى‏دانيد، زن غربى خيلى بخشنده است. همه را از خوان پر نعمت خويش بهره‏مند مى‏كند؛ اما خود هميشه سرگردان و تشنه است!

گفتم تشنه چه چيز؟

گفت تشنه اينكه به او بنگرند، طالبش شوند و پى‏اش را بگيرند. همه همت زن غربى اين است كه از كاروان مُد عقب نماند و هر روز جلوه‏اى تازه كند. او اسير و در بند خويش است... و در اين اسارت، سرخوش. او هرگز به رهايى فكر هم نمى‏كند، چون آزاد است و رها... اما در قفس!

زن غربى نمى‏داند كيست!

- نداند، چرا با تو و حجاب تو سرستيز دارند؟

با تعجب نگاهم كرد و گفت: اين حكايت همان پسرى است كه هر چه معلمش به او گفت بگو «الف»؛ نگفت. پرسيد چرا؟ گفت «الف» اول راه است. اگر گفتم، مى‏گويى بگو «ب».. اين رشته سردراز دارد.

آنها همه مى‏دانند اگر زنى محجوب شد، ديگر در كوچه و خيابان از لوازم آرايشى كه آنها مى‏سازند، استفاده نمى‏كند. ديگر لخت و عور مبلّغ كالاهاى آنان نمى‏شود. ديگر با مردان بيگانه به دريا نمى‏رود. ديگر نمى‏تواند در هر مجلس و محفلى شركت كند، بزند و برقصد...!

باز هم فكر مى‏كنيد همه اين حرف‏ها به خاطر يك متر روسرى است؟

 

***

درِ اتاق رئيس «مؤسسه اسلامى نيويورك» را گشود و داخل شد. آنگاه بى‏مقدمه گفت آقا من مى‏خواهم مسلمان شوم!

مرد سرش را از روى كاغذ برداشت. چشمش به دختر جوانى افتاد كه چيزى از وجاهت و جمال كم نداشت.

گفت بايد بروى تحقيق كنى. دين چيزى نيست كه امروز آن را بپذيرى و فردا رهايش كنى.

 قبول كرد و رفت. مدتى بعد آمد. مرد راضى نشد... باز هم بايد تحقيق و مطالعه كنى. آنقدر رفت و آمد كه ديگر صبرش لبريز شد. فريادى كشيد و گفت: «به خدا اگر مسلمانم نكنيد، مى‏روم وسط سالن، داد مى‏زنم و مى‏گويم يكى به فرياد من برسد.»

...مرد فهميد اين دختر جوان در عزم خود جدى است.

چيزى به ميلاد پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم نمانده بود. آماده‏اش كردند كه در اين روز مهم طى مراسمى به دين مبين اسلام مشرف شود.

جشنى به پا كردند و در ضمن مراسم اعلام شد كه امروز يك ميهمان تازه داريم، يك مسلمان جديد!... و او از جا برخاست.

كسى از بين مردم صدا زد لابد اين دختر خانم هم عاشق يك پسر مسلمان شده و خيال كرده دين اسلام جاده صاف كن عشق اوست! چه اسلامى؟ همه حرف است!

 (نخود اين آش شد. نمى‏دانم چه سرّى است كه بعضى‏ها دوست دارند نخود هر آشى بشوند.(

- نه، نه... اشتباه نكنيد. اين خانم نه عاشق شده و نه با چشم بسته به اين راه آمده. او مدت‏هاست تحقيق كرده و با بصيرت دين ما را پذيرفته است. چيزهايى از اسلام مى‏داند كه شايد هيچ كدام از شما ندانيد! كدام يك از شما مفهوم »بداء« را مى‏دانيد؟ همه نگاه كردند به هم. مسلمانان نيويورك و مسئله اعتقادى بداء؟

اما او از اين مفهوم و دهها مورد نظير آن كاملاً مطلع است.

بگذريم. او در آن مجلس مسلمان شد و براى اولين بار حجاب را پذيرفت.

خانواده مسيحى دختر كه با يك پديده جديد مواجه شده بودند، شروع به آزار و اذيت او كردند و روز به روز بر سخت‏گيرى و فشار خويش افزودند.

 دختر مانده بود چه كند! باز راه مؤسسه اسلامى نيويورك را درپيش گرفت و مسئولان اين مركز را در جريان كار خود قرار داد. آنان نيز با برخى از علماى ايران تماس گرفتند و مطلب را با آنان در ميان گذاشتند. در نهايت، كار به اينجا رسيد كه اگر خطر جانى او را تهديد مى‏كند، اجازه دارد روسرى خود را بردارد.

 گوش كنيد!

 شاه بيت اين غزل اينجاست؛

 دختر پرسيد اگر من روسرى خود را برندارم و در راه حفظ حجابم كشته شوم، آيا شهيد محسوب مى‏شوم؟

 پاسخ شنيد: آرى.

 و او با صلابت و استوارى گفت: «والله قسم! روسرى خود را برنمى‏دارم؛ هر چند در راه حفظ حجابم، جانم را از دست بدهم».

 

***

 آن چه خوانديد، سه پلان از يك ماجراست.

 پلان اول، حكايت ماهيانى كه در آب زندگى مى‏كنند؛ همه عمر در آب غوطه‏ورند؛ اما مرتب از هم مى‏پرسند: آب كو؟

 پلان دوم، حكايت ماهى دور افتاده از آبى است كه آنقدر تن به شن‏هاى ساحل مى‏زند تا بالاخره راهى به دريا باز كند.

 ...و پلان سوم، حكايت ماهى گداخته‏اى است كه هُرم گرماى خشكى نفسش را بريده، حسرت آب بردلش مانده، اما راه دريا را از دل خويش مى‏جويد!

 بازگرديم به خيابان آفريقا، آن پاساژ با حال سانتى مانتال. بى‏اعتنايى دختران جوان به آن تابلو و قهقهه‏هاى مستانه!

 شست‏وشويى كن و آنگه به خرابات خرام

 تا نگردد زتو، اين دير خراب، آلوده


استفاده شده از سایت مکاتبه و اندیشه

 



+ نويسنده : تاريخ : شنبه 1387/04/15 |


گالری تصاویر دارالقرآن

Azzahra

     

 

 

 

 



+ نويسنده : ققنوس تاريخ : جمعه 1387/04/14 |


حدیث هفته 4

 يَحشَرُ المؤذّنونَ مِن اُمَّتي مَعَ النَّبييّن و الصدّيقين و الشُّهداءِ .    پيامبراکرم (ص)    اذان گويان امت من با پيامبران و راستگويان و شهيدان محشور مي شوند      

امام علی ع می فرمایند که:

سه چیز وسیله ی رسیدن به درجات بلند است:

  • وضوی کامل درشدت سرما
  • انتظار نماز پس از نماز دیگر
  • رفتن به سوی نماز جماعت هنگام روز و شب

میزان الحکمه ج۱۰ ص ۵۱۵



+ نويسنده : ققنوس تاريخ : جمعه 1387/04/14 |


نماز عارفان (1)

شيوه­ي نماز رسول خدا (ص)

رسول خدا (صل الله عليه واله) در نماز، چشمانش را رو به آسمان مي­كرد، وقتي آيه «في صلا تهم خاشعون» نازل شد، سر و چشم خود را به طرف سجده گاهش پايين آورد.

 

                                                 الزهراء س - نمازعارفان1

 

توصيه­ي رسول خدا (ص) بعد از نماز صبح

انس بن مالك مي­گويد: رسول خدا (صل الله عليه واله) نماز صبح را با جماعت مي­خواند و پس از نماز به جمعيت رو مي­كرد و مي­فرمود: «اي گروه مردم! كسي كه خورشيد بر او ناپديد شد، به ماه تمسك كند و هر گاه ماه ناپديد شد، به ستاره­ي زهره متمسك شود و اگر ستاره­ي زهره ناپديد گرديد به دوستان فَرقَدان (دو ستاره درخشنده اي كه نزديك قطب شمالي ديده مي­شوند و در فارسي به آنها دو برادر گويند) متمسك گردد» سپس مي­فرمود: «من خورشيدم و علي (ع) ماه است و ستاره­ي زهره، حضرت زهرا(سلام الله عليها)است و دو ستاره فَرقَدان، حسن و حسين (عليهم السلام) هستند. و همچنين به كتاب خدا متمسك شويد. و اين دو ( قرآن و عترت) از هم ديگر جدا نمي شوند، تا آن هنگام كه در روز قيامت كنار حوض كوثر بر من وارد گردند».

 

آثار و بركات آيه الكرسي در هنگام وضو      

امام باقر(عليه السلام) فرمودند: « هر كس يك بار آيه الكرسي را در هنگام وضو بخواند، خداوند ثواب چهل سال را به او عطا مي فرمايد و چهل درجه مقام او را بالا مي برد و چهل حورالعين را تزويج او مي­گرداند».

 



+ نويسنده : ققنوس تاريخ : جمعه 1387/04/14 |


مناجات نامه

 

خدایا! سرم: را در گاه تو به زیر انداخته ام. مگذار پیش هیچ کس سر افکنده باشم.

چشمانم:را به مهر و کرم تو دوخته ام؛ راضی مباش چشم به دست کسی داشته باشم.

زبانم:را گفته تا با تو بگوید جز تو کسی را ندارم وتو همه کس منی.مگذار این زبان کوچک سر تا پایم را شرمنده کند.

گوشهایم: آماده اند تا فقط از تو بشنوند؛ مگذار که اینها آنچه را که نباید بشنوند،بشنوند.

دستانم: به سوی تو برای عرض نیاز آمده اند، پر از خالی؛ خودت بی توشه برشان نگردان.

قلبم: در جستجوی عشق راه خانه تو را یافتن؛خودت آن را به آتش عشق بسوزان.

گامهایم: از کثرت طریق سرگردانند؛ خودت صراط را نشان بده.

بخشنده من ای بی نیاز، همه وجودم نیازمند توست. خودت با کمند محبت همه جوارح را اسیر کن وبخواه همان باشم که تو می خواهی.

شهید چمران

 



+ نويسنده : ققنوس تاريخ : جمعه 1387/04/14 |


هشدار

            امام علی ع می فرمایند:

                  ایمان خود را با صدقه دادن نگه دارید.

شما برای حفظ ایمانتان، هر روز چقدر صدقه می دهید!

 



+ نويسنده : ققنوس تاريخ : جمعه 1387/04/14 |


سبوی صفا1

همراهان و همسفران بزرگوار

با عرض سلام و ارادت و آرزوی روزهای سرشار از شور و نشاط برای شما

امیدواریم، هر هفته با مجموعه «سبوی صفا» شاهد باران ارادتمان بر خانه‏های دلتان باشید.

اگر با نوشته ها و نظرات خوبتان یاریمان کنید، ممنون و سپاسگزاریم.

 


 

1. پرهيز از دنيا

اِنَّ اللَّهَ تَعالى لَيَحمى عَبدَهُ المُؤمِنَ مِنَ الدُّنيا وَ هُوَ يُحِبُّهُ كَما تَحمونَ مَريضَكُم الطَّعامَ وَ الشَّرابَ تَخافُونَ عَلَيْهِ.

نهج الفصاحه، حديث 728

خداوند تعالى چون بنده مؤمن خود را دوست دارد او را از دنيا پرهيز مى‏دهد؛ چنانكه شما مريض خود را از بيم مرض از خوردن و نوشيدن پرهيز مى‏دهيد.

 

2. فلسفه صلوات

امام فخر رازى در كتاب اسرار التنزيل آورده است: علت اينكه امت به صلوات بر پيامبر(ص) امر شده‏اند آن است كه روح انسان به علت ضعف ذاتى و جبلى كه ناشى از كدورت و ظلمت عالم طبيعت است آمادگى پذيرش انوار الهى را ندارد مگر وقتى كه رابطه بين خود و ارواح انبيا و اوليا را استحكام بخشد تا انوار عالم غيب كه بر ارواح آن‏ها تابيده است به واسطه لطف ايشان بر او منعكس شود و اين معنى در واقع همان واسطه فيض بودن انبيا و ائمه(ع) و در رأس آن‏ها وجود مقدس پيامبر اكرم(ص) است و انسان با صلوات بر آن حضرت و آل او به آن‏ها تقرب جسته و لياقت و استعداد پذيرش فيوضات الهى را پيدا مى‏كند و از اين جاست كه پيامبر(ص) فرمودند: «اَوْلَى النَّاسَ بى فى يَوْمِ الْقِيامَةِ اَكْثَرُهُمْ صَلَواتاً عَلَىَّ؛ سزاوارترين مردم بر من در قيامت كسانى هستند كه بيشترين صلوات را بر من فرستاده‏اند».(1)

 

3. صلوات خدا بر صلوات فرستنده  

در بعضى روايات است كه خداوند متعال فرمود: اى بنده تو يك مرتبه صلوات بر حبيب من بفرست، من ده بار صلوات بر تو مى‏فرستم.

 و همين گفته حق تعالى بر فضيلت و اهميت صلوات بر پيامبر اكرم(ص) كفايت مى‏كند زيرا درباره هيچ عبادتى به چنين عنايتى از جانب خداوند متعال اشاره نشده است. مثلاً درباره نماز و روزه و غيره وارد نشده كه هر كس دو ركعت نماز بخواند من ده ركعت نماز بر او مى‏گذارم.

 دليل ديگر بر فضيلت ثواب صلوات بر ساير طاعات اين است كه تمام عبادات مخصوص بندگان است مثل نماز، روزه، حج، جهاد، زكوة و... و خداوند متعال از آنجا آن‏ها منزه است مگر صلوات كه خداوند نيز به آن مبادرت نمود و مثل بندگانش بر خاتم انبيا صلوات فرستاد: (إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ)(2)

 

4. صلوات و نجات از مشکلات  

ما تجربه زیادی به دست آورده ایم و وجدان نموده‏ایم که برای رهایی از مشکلات راه‏هایی است که بهترین آنها که خود ما حس کرده‏ایم و به کمک آنها به حاجاتمان رسیده‏ایم، چهار چیز رسیده‏ایم. چهار چیز است: نذر کردن گوسفند برای فقرا، خواندن حدیث کساء به طور پی در پی، پرداختن صدقه و ختم صلوات.(3)

 

4. جزای یک شب نماز

شبى دزدى به خانه شيخ احمد خضرويه رفت و بسيار گشت هيچ نيافت. شيخ آواز داد: اى جوان! دلو برگير و آب را از چاه بركش و طهارت كن و به نماز مشغول شو تا روز چيزى به تو دهم تا محروم نگردى. دزد همچنان كرد. چون روز شد خواجه صد دينار بياورد و به دزد داد و فرمود: اين جزاى عبادت يك شب نماز توست. دزد را حالتى پديد آمد و لرزه بر اندامش افتاد و گفت: زر قبول نمى‏كنم مرا به راه خدا راهنمايى كن تا دولت لا زوال از درگاه لايزال حاصل كنم. شيخ او را مريد كرد و يكى از اولياى حق شد.(4)

 

پی نوشت:

1) خزينة الجواهر فى زينة المنابر، ص 107.

2) خزينة الجواهر فى زينة المنابر، ص 110.

3) آیت بصیرت، ص 68.

4) داستان‏ها و حكايت‏هاى نماز، ج 1، ص 96.

استفاده شده از سایت مکاتبه و اندیشه



+ نويسنده : تاريخ : دوشنبه 1387/04/10 |


اطلاعیه ترم تابستان دارالقرآن

            اطلاعیه دارالقرآن

دانلود اطلاعیه



+ نويسنده : ققنوس تاريخ : سه شنبه 1387/04/04 |


روز مادر

پیامبر اکرم ص می فرمایند:

فاطمه حورای انسیه است و هرگاه به بوی بهشت مشتاق می شوم فاطمه را می بویم.

خجسته زادروز يگانه زن آفرينش، حضرت صديقه کبری، فاطمه زهرا عليها السلام و بزرگداشت مقام زن و روز مادر گرامی باد!

                                                                             



+ نويسنده : ققنوس تاريخ : سه شنبه 1387/04/04 |


مطالب گذشته
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبدِ الله اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَابْنَ رَسُوْلِ الله اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميِر المُؤمِنِيَن وَ ابْنَ سَيِدِ الوَصيّيَن اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِدَةِ نِساءِ العْالَمِينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ الله وَ اَبنِ ثَارِهَ وَالوِتْرَ الْمَوْتُورِ اَلسَّلامُ عَلَيكَ وَ عَلي الَأرواحِ الَّتِي حَلَتْ بِفِنآئِكَ عَلَيكُمْ مِنْي جَمِيعاً سَلامُ اللهِ اَبداً ما بَقَيتُ وَ بَقِيَ الَّليلِ وَ النَّهارُ يا اَبا عَبدِ اللِه لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَتْ وَ عَظُمَتِ الُمصيبَةُ بِكَ عَلَينْا وَ عَلي جَميِع اَهْلِ الِأسْلِام وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ اَلمُصيبَتكَ  في السَّمواتِ عَلي جَميع اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعِنَ اللهُ اُمَّةً اَسَسَتْ اَساسَ الظُّلمِ وَ الجُورِ عَلَيكُمْ اَهْلِ البَيتِ وَلَعَنْ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتي رَتَبِكُمُ اللهُ فيها وَ لَعَنَ اللهُ اُمةً قَتَلَتكُمْ وَ لَعَنَ اللهُ المُمهِدِينَ لَهُمْ بِا لتَمكيِن مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئتُ اِلَي اللهِ وَ اِلَيكُمْ مِنهُمْ وَ اَشياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْليائهِمْ يا اَبا عَبدِ الله اِني سِلْمٌ ِلِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُم اِلي يُومِ القِيمةِ وَ لَعَنَ اللهُ الُ زِيادٍ وَ ال مَروانَ وَلَعَنَ اللهُ بَنِي اُمَيةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللهُ بْنَ مَرجانَةً وَ لَعَنَ اللهُ عُمَرِبْنِ سَعْد وَ لَعَنَ اللهُ شِمراً وَلَعَنَ اللهُ اُمةً اَسْرَجَتْ وَالجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ بِاَبي اَنتَ وَ اُمّي لَقَدْ عَظُمَ مُصابي بِكَ فَاَسئلُ اللهَ الَّذي اَكرَمَ مَقامَكَ وَ اَكْرَمَني اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلي اللهُ عَلَيهِ وَ الِه اَللّهُمَّ اَجْعَلني عِندكَ وَجيهًا با الحُسَينِ عَليهِ السَّلامُ فيِ الدُنيا وَ الأخِرَةِ يا اَبا عَبْدِ اللهِ اِني اَتَقرَّبُ اِليَ اللهِ وَ اِلَي رَسُولِهِ وَ اِلَي اَمير الُمؤمِنينَ وَ اِلي فاطِمَةً وَ ِالي الْحَسَنْ وَ اِلَيكَ ِبمُوالاتِكَ وَ بالَبرائةِ ِممنِ اَسَّسَ ذلِكَ وَ بَني عَليهِ بُنيانَهُ وَ جَري في ظُلمِه وَجَوْرِه عَلَيْكُمْ وَ عَلي اَشياعِكُمَ بَرِئتُ اِليَ اللهِ وَ اِليكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَربُ اِلَي اللِه ثمَّ اِلَيكُمْ بِموالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِيكُمْ وَ بِالبَرائةِ مِنْ اَعدائِكُمْ وَ النّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبالبرآئةِ مِنْ اَشياعِهمْ وَ اَتباعِهمْ اِنيّ سِلمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وولٌّي لِمَن والاكُمْ وَ عَدُ وٌّ لِمَنْ عاداكٌمْ فَاسُئلُ الله اَلذي اَكرَمَني بِمَعرفَتِكُمْ وَ مَعرفَةِ اَوليائِكُمْ وَرَزَقنِي اَلبرائَةَ مِن اَعدائِكُمْ  اَنْ يَجعَلنِي مَعَكُمْ في الدُّنيا وَ الاخرةِ وَ اَن يُثَبِتَ لي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ في الدُّنيا وَالأخرةِ وَ اَسَئلهُ اَن يُبَلغَنيَ المَقامَ الَمحمودَ لَكُمُ عِنْدَ اللهِ وَ اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثاري مَعَ اِمامٍ هُدي ظاهِرٍ ناطِقٍ بالحَقِ مِنْكُمْ وَ اَسئلُ اللهَ بِحَقِكُمْ وَ بِالشَانِ اَلذيِ لَكُمْ عِندهُ اَنْ يَعطنِي بِمصابي بِكُمْ  اَفْضَلَ ما يُعطي مُصاباً بِمُصيبةً ما اَعْظَمَها وَ اَعظمَ رَزَيِتها ِفي اِلاسلامِ وَ في جَميعَ السَّمواتِ وَ الارضِ اَللهُمَّ اجْعَلني في مَقامي هذا ِممَنْ تَنالُهُ مِنكَ صلَواتٌ وَ رحمةٌ وَ مَغفِرةٌ اَللهُمَّ اَجْعَلْ مَحيايَ مَحيا محمدٍ و ال مُحمد وَ مَماتي مَماتَ مُحمدٍ وَ ال مُحمدٍ اَللهمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبركَتْ به بنوامَيَةَ وَ ابْنُ اكِلةَ الأَكبادِ الَّلعينُ ابنُ اللعينِ عَلي لِسانِك وَ لِسانِ نَبِيكَ صليَّ الله عليهِ و اله في كُلِ مَوْطِن وَ مَوقِفٍ وَقَفٍ  فيهِ نَبيكَ صلي الله عليهِ و اللهمَّ الَعن اَبا سُفيانَ وَ معاويةَ وَ يزيدَ بْنَ مُعاويةَ عَليهِمْ مِنكَ الَّلعنةُ اَبَدَ الابِدينَ وَ هَذا يَوْمٌ فَرِحَتْ به ال زِيادٍ وَ الُ مَروانَ بِقَتلِكُمْ اَلحسُيَن صَلواتُ اللهِ عَليهِ اَللهُمَّ فَضاعَفْ عَليهمُ اللعنَ منكَ وَالعذابِ الأَليمَ اللهمَّ اني اتقربُ اليكَ في هذا اليومِ وَفي مَوقفي هذا وَ اَيام حَيوتي بِالبرآئةِ مِنهم وَاللعنةِ عَليهَمّْ السلامُ پس مي گويي صَد مرتبه اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علي ذالكَ اللهمَّ العنِ العصابةَ التي جاهدتِ الُحسين وَشايعتْ و بايِعتْ و تابِعتْ علي قِتله اللهمَّ العنهم جميعاً پس ميگوئي صد مرتبه السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين پس مي گوئي اللهمَ خُصَّ انتَ اَوّل ظالم باللعن مني وَابدَءُ به اولاًثمَّ الثاني وَالثالث َوَالرابعَ اللهمَّ العنِ يزيد خامساً و العن عبيدَ اللهِ بن زيادٍ و ابن مرجانةَ و عمربن سعد وَ شمراً و ال ابي سفيانَ وَال زياد و ال مروان و الي يوم القيامَة پس سجده مي روي و ميگوئي اللهمَّ لكَ الحَمد حمدَ الشاكرينَ لَكَ علي مصابهم الحمدُ للهِ علي عَظيمِ رَزيتي اللهمَّ ارزقني شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُروُدِ وَثبِتْ لي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدِكَ مَعَ الحُسَينِ وَ اَصْحابِ الحُسَينِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهْجُهْم دُوْنَ الحُسَينِ عَلَيه السَّلام
آسیب شناسی مهدویت
علائم ظهور ::فتنه های آخرالزمان::
سايت جديد دارالقرآن الزهراء(س)
سومین مولود خانه وحی
احكام شرعى تلاوت قرآن
تنها شرط قرآن برای قبولی دعا !
ارزش هر کس به لباس اوست!
خورشيد عرفان
داستانهایی از سرزمین کربلا
نکته های ناب
آموزش نغمات قرآنی
تیتراژ ابتدایی سریال یوسف پیامبر
سه خاطره قرآنی از زبان استاد کریم منصوری
دانلود تلاوت تصویری از استاد مصطفی اسماعیل
پشتوانه پیروزی نهضت ما، توجه به قیام امام حسین(ع) بود
تقويم و مناسبت‌هاي ماه صفر
سرودهای زیبا در مدح امام زمان (عج)
مجموعه theme های مذهبی برای سونی اریکسون تقدیم به کاربران عزیز
مجموعه 4 کتاب مذهبي موبايل به مناسبت تاسوعا و عاشورا
کتاب پرسش های عاشورایی ویژه مولایل6 کتاب

منوي اصلي


صفحه نخست
تماس با ما
تعداد پستها: 180
آخرین بروزرسانی: 05/07/88

موضوعات وبلاگ

مجموعه اصوات
گالری تصاویر
مقالات وبلاگ
مباحث مرتبط با دارالقرآن الزهراء س تکاب
پستهای مرتبط با موبایل
مجموعه لینکهای مفید

موضوعات مطالب

رهنمون
شفا و رحمت
حدیث هفته
نرم افزار و تم موبایل
نرم افزار قرآنی
قرائتهای مجلسی
توشیح و مدیحه سرایی
سبوی صفا
نمازعارفان
آلبوم تصاوير دارالقرآن
اخبار دارالقرآن
آخرالزمان
امام زمان(عج) از نگاه امام خميني(ره)
آموزش حفظ قرآن
آموزش صوت و لحن قرآن
حدیث خوبان
چت با خدا
ویژه نامه شهادت امام صادق (ع)
در محضر علامه
خورشید عرفان
ویژه نامه شهادت حضرت زهراء سلام الله علیها
حرفهاي ناب
مناسبتها

آرشيو ماهانه

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386

آمار سایت


جستجو


کپی برداری از مطالب این وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز است