تبليغاتX
پایگاه اطلاع رسانی دارالقرآن الزهراء س تکاب



سخن عشق

نماز خواندن امضاء کردن دفتر حضور و غیاب خداوند است
و هرکس دیر امضاء کند برایش تأخیر نوشته می شود


اخبار وبلاگ

قسمت موبایل بروز شد. برای آگاهی از بروز شدن هریک از موضوعات وبلاگ نشانگر ماوس را برای چند ثانیه روی آن نگه دارید.

تصویر و حدیث روز




عضویت

براي مطلع شدن از اضافه شدن مطالب جديد به سايت در خبرنامه عضو شويد .





Powered by WebGozar


لوگوي وبلاگ

نکته هایی در باره اعتماد به نفس

نكته هايي درباره ي اعتماد به نفس

                            

1-    همه چيز از شما شروع مي شود. ارزش و احترام خود را بدانيد و به وجود خود افتخار كنيد.

2- هر فردي جدا از ظاهر و موجوديت واقعي اش ، از توانايي هاي بالقوه و استعدادهاي نهاني فراواني برخوردار است كه با برخورداري از اعتماد به نفس مي تواند آنها را بارور و شكوفا سازد .

3- شما مي توانيد به  انساني كامل و واقعي تبديل شويد ، فقط بايد به خود كمك كنيد تا استعدادهاي نهاني خود را از قوه به فعل در آوريد.

4-  سعي نكنيد پيوستگي شما به ديگران موجب تقليد كوركورانه شما از آنها بشود و استقلال و اعتماد به  نفس خود را از دست بدهيد .

5-    انسان همان است كه خود باور مي كند .

6- بزرگ ترين و حياتي ترين ويژگي يك انسان ، اعتماد به نفس است .

7- از اين نكته آگاه باشيد كه برخورداري از اعتماد به نفس، تمامي نقص هاي  جسماني را جبران مي كند.

8- سعادت و آسايشِ هر كس در اختيار خود اوست. از قبول مسئوليت نهراسيد، پذيرش مسئوليت نشانه شخصيت شماست.

9- اظهارنظركردن و سخن گفتن درجمع مانند ويتاميني است كه در ساختمان اعتماد به نفس شما نقش حياتي ايفا مي كند.

10- بهترين دستور زندگي اين است كه انسان اعتماد به نفس داشته باشد و در پرتو سعي و جديت به مقام و منزلتي برسد.

11- تمام وعده  و وعيدهاي دنيا فريبي بيش نيست و بهترين دستور زندگاني اين است كه اعتماد به نفس داشته باشي و در پرتو سعي و مجاهدت خود به مقامي برسي.

12- كسي كه به خود اطمينان دارد به تعريف كسي احتياج ندارد.

13- هيچ چيز بيش از نيروي دروني و بيش از اعتماد به نفس ، شخص را قوي و نيرومند نگه نمي دارد. وقتي كه اين قوت باطني متزلزل شود، يك باره قواي بدني شخص فرو مي ريزد و او را از پاي در مي آورد.

14- اعتماد به نفس شرط موفقيت است.



+ نويسنده : ققنوس تاريخ : یکشنبه 1386/04/24 |


ارزشها ولغزشهاي نفس

محتواى سوره يوسف:

 سوره مبارك يوسف، ظرف عبرت‏ها، اشارات، لطايف و عالى‏ترين مسائل اخلاقى است. در آغاز داستان، خداوند عالم، آن را براى شخص پيامبر اسلام بيان مى‏كند و در پايان، اين داستان را عبرت و درسى براى همه مردم تا قيامت اعلام مى‏كند، البته براى صاحبان انديشه و آنان كه از انسانيت برخوردارند و اهل دل، موعظه‏پذيرى و پند گرفتن به حساب مى‏آيد. «لَقَدْ كَانَ فِى قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لاِءُلِى الاْءَلْبَابِ»

1.به راستى در سرگذشت آنان عبرتى براى خردمندان است . مجموعه اين داستان، درس زندگى است و عالى‏ترين مسائل انسانى، در آن گنجانده شده است. صاحبان فكر دوست دارند كه همواره با اين حقايق مأنوس باشند ، زيرا اين حقايق را به منزله بارانى براى سرزمين خشك وجود مى‏دانند. اگر باران سرزمين خشك را زنده مى‏كند و انواع گل‏ها و گياهان را در آن مى‏روياند، اين حقايق نيز باطن و عقل و جان و دنيا و آخرت را طراوت و خرمى مى‏بخشد و آنها با اين سرمايه سنگين، عاشقانه روبه‏رو مى‏شوند. خداوند در آغاز سوره، به پيامبر صلي الله عليه و آله مى‏فرمايد: «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أحْسَنَ القَصَصِ»

2.ما بهترين داستان‏ها را براى شخص تو بيان مى‏كنيم. علت اين كه داستان يوسف، نيكوترين داستان است، همين است كه سراسر آن، بيان مسائل اخلاقى است. با اين كه صورت يوسف، زيباترين صورت تاريخ بوده است و او نماد زيبايى است و برخى گفته‏اند كه قلم صنع پروردگار، يك سهم از زيبايى را در همه عالم به كار گرفت و 99 سهم ديگر را در صورت يوسف، اما نيكوتر بودن اين داستان، به علت سيماى زيباى يوسف نيست ، زيرا اين صورت زيبا را سرانجام، در كفن پيچيدند و در خاك نهادند. صورت زيبا از بين مى‏رود، بلكه «أحسن القصص» بودن قصه يوسف، به علت سيرت زيباى او است. اخلاق و سيره او است كه ماندگار است. رفتار و كردار و دعا و مناجات او و اخلاق زيباى او در چاه و بر تخت سلطنت، تا كنون هم درس‏آموز است. به همين علت است كه خداوند به پيامبر صلي الله عليه و آله مى‏فرمايد: ما بهترين داستان‏ها را براى تو بازگو مى‏كنيم. چگونگى بيان داستان در جمله : «بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقُرْءَانَ»

3.ما بهترين داستان را با وحى كردن اين قرآن بر تو مى‏خوانيم . مى‏فرمايد: ما اين داستان را از راه وحى، بر تو بازگو خواهيم كرد ؛ يعنى آن را كامل و جامع براى تو بيان مى‏كنيم و همه حقايقش را به فصيح‏ترين بيان خواهيم آورد. و حكمت بيان آن در قرآن اينست كه : «ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ »

4.در [ وحى بودن و حقانيت ] اين كتابِ [ با عظمت ]هيچ شكى نيست ؛ سراسر آن، براى پرهيزگاران، هدايت است . ما با اين داستان مى‏خواهيم مردم را اهل تقواى باطن تربيت كرده، انسان‏هاى صاحب عقل را هدايت كنيم. اين است كه داستان را قرآنى كرده‏ايم كه هر گوشه‏اى از آن، هدايت‏گر مردم باشد و اينان را به خدا برساند و از زشتى‏ها نجات داده، به زيبايى‏ها بيارايد. پيشينه ممتاز «بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقُرْءَانَ وَ إِن كُنتَ مِن قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ »

5.ما بهترين داستان را با وحى كردن اين قرآن بر تو مى‏خوانيم و تو يقيناً پيش از آن از بى‏خبران بودى . پيش از اين كه به وسيله وحى، تو را از اين قصه آگاه كنم، از آن بى‏اطلاع بودى ، زيرا چند هزار سال پيش، قهرمان داستان، در مصر از دنيا رفته است و تنها خداوند متعال است كه همه جزئيات و لطايف و دقايق اين داستان را مى‏تواند بيان كند، اين قصه، نزد پروردگار بود تا امروز كه به وسيله قرآن مجيد آن را به پيغمبر صلي الله عليه و آله وحى نمود. تجارت بى‏زيان مسأله مهم در اين داستان، روبه‏رو شدن مخاطبان، با آن است كه بايد آيه به آيه آن را بخوانند، تا آن را درك كنند و در زندگى آن را به عنوان الگو و سرمشقى بكار بندند. به كار بستن اين پندها معامله با خداوند است. به كارگيرى قرآن، پر سودترين تجارتى است كه انسان در عمر خود انجام مى‏دهد. خداوند بر خود لازم كرده است كه هر كس با او معامله كند، تجارتش را به زيباترين صورت به سود كلان برساند. ما در جهان، طرف معامله و تجارتى مانند خداوند عالم نداريم. او از تجارت و بهره تجارت، چيزى نمى‏خواهد وتجارت و بهره را يك جا به تاجر برمى‏گرداند. اين يك تجارت يك طرفه است. در دنيا تجارت دو طرف دارد : يكى خريدار و ديگرى فروشنده. و هر دو مى‏خواهند سود ببرند ، ولى خداوند همه سود تجارت را به تاجر مى‏دهد و خود، شريك تجارت نمى‏شود و روش تجارت را هم خود به تاجر مى‏آموزد. سود تجارت با خدا قرآن مجيد، چگونگى رفتار خداوند با اين تاجران را تشريح مى‏كند كه نمونه‏هايى از آن را بيان مى‏كنيم. در آيه‏اى مى‏فرمايد: «مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا»

6.هر كس كار نيك بياورد ، پاداشش ده برابر آن است . يعنى كسى كه يك عمل خوب براى من بياورد و مثلاً بگويد: خدايا! من يك نماز صبح آورده‏ام، يا انسانى را با زبان نجات داده‏ام، يا مشكل بنده‏اى را حل كرده‏ام، يا با نگاه محبت‏آميز، دلى را خشنود ساخته‏ام، يا با زبان مهر و محبت، غصه كسى را برطرف كرده‏ام، من دَه برابر به او پاداش مى‏دهم. البته «مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ» شامل مردم مؤمن است وگرنه غير مؤمن، طرف معامله خود را خداوند قرار نمى‏دهد. غير مؤمن خداوند را باور ندارد به همين جهت با ظاهر دنياى فانى و زودگذر مثل كارخانه و شركت مى‏كند. تنها مردمان مؤمن هستند كه طرف تجارتشان خداوند است، البته مردم مؤمن، هر روز و شب، براى او كار خوب انجام مى‏دهند، در پنج نوبت نماز مى‏خوانند، برخى نماز شب مى‏خوانند، به ديدن پدر و مادر مى‏روند و در زندگى زن و فرزندشان گشايش ايجاد مى‏كنند. هر كار خوبى حسنه است و خداوند دَه برابر، در ازاى آن سود مى‏دهد و در پرونده او ثبت مى‏شود، البته اين در مراحل عادى است. تأثير مكان و زمان در پاداش زمان و مكان نيز در جزاى اعمال، مؤثر است. در روايات آمده است كه مثلاً يك ركعت نماز در مسجد الحرام، با صد هزار ركعت نماز برابر است ؛

7 يعنى شما ده ركعت نماز در مسجد الحرام مى‏خوانيد، اما يك ميليون نماز براى شما ثبت مى‏شود، حتى اگر اين نماز، مستحب هم باشد، اين مطلب صادق است. خزانه خداوند محدوديت ندارد، خزانه‏اى نيست كه حجم و طول و عرض داشته باشد. اگر شما تا پايان روزگار هم كه زنده باشيد و اين نمازها را بخوانيد، به همين شكل، پاداش آن را به شما برمى‏گردانند. در مسجد پيامبر صلي الله عليه و آله هر يك ركعت نماز، پاداش ده هزار ركعت را دارد. وقتى انسان به زيارت سيدالشهدا عليه السلام مى‏رود، حتى اگر با هواپيما و ماشين برود،

8 از درِ خانه تا حرم أبى‏عبداللّه‏، در برابر هر قدم، ثواب يك حج و عمره قبول شده به او مى‏دهند. خزانه و كَرم بى نهايت است. اين‏ها در برابر كارهاى مستحب است. در امور واجب نيز اين چنين است؛ مثلاً درباره روزه مى‏فرمايد: «الصوم لى» ؛ روزه مال من است. تو اين اندازه ظرفيت ندارى كه روزه مال تو باشد. روزه مال من است و هيچ كس در اين عالم، نمى‏تواند پاداش روزه را حساب كند. «و أنا أجزى»

9 پاداش روزه، در روز قيامت، بر عهده من است كه در آن روز، به تو عطا مى‏كنم. ثواب ختم قرآن امام صادق عليه السلام در روايتى قطعى ـ كه بيشتر زُوّار به آن عمل مى‏كنند ـ مى‏فرمايد : «هر كس در مكه، يك ختم قرآن كند، از دنيا نمى‏رود مگر اين كه پيامبر را ببيند و جاى او را در بهشت به او نشان دهد»

10 . اين ثواب يك عمل مستحب است، اما واجبات كه جاى خود دارند. كيفر ترك واجبات شما اگر دو ركعت نماز خود را عمدا نخوانيد، به يقين همه آفرينش را بايد به پروردگار خود، عوض بدهيد كه جاى آن دو ركعت نماز را پُر كند ؛ اما باز هم پُر نخواهد كرد. ببينيد وزن واجبات، چه اندازه است ؛ مثلاً پرداخت خمس را در نظر بگيريد كه انسان پس از يك سال خوردن و پوشيدن و مسافرت كردن و همه نوع بهره بردن از سرمايه خود، اگر مثلاً صد تومان باقى مانده است، بايد بيست تومان از آن را بپردازد. اين بيست تومان، سهم پيامبر صلي الله عليه و آله است و بايد خرج حوزه‏ها و مراجع تقليد و مفسران قرآن شود. امام زمان عليه السلام مى‏فرمايد: اگر همين بيست تومان به شما تعلق بگيرد و نپردازيد، در قيامت، ما دشمن شما خواهيم بود. چرا؟ چون وزن عمل، بسيار سنگين است و مسامحه در آن، باعث دشمنى خدا و پيامبر است.

 ارزش والاى تجارت با خدا

 خداوند در سوره مبارك توبه مى‏فرمايد : مال و جان، در صورت معامله كردن با من، در برابر بهشت من است. اين بهشت، جايى است كه وقتى آفريده شد، خداوند به آن فرمود : خوش به حال كسانى كه در تو قرار بگيرند. درك اين حقيقت، ممكن نيست. هر يك از كرامات و مقامات اهل بهشت، احترام ايشان و شكل نعمت‏هاى بهشت، در قرآن مجيد خود يك رشته و بحث مفصل است. اجر انسان، در بهشت خلاصه نمى‏شود. خداوند مى‏فرمايد : من براى بندگان شايسته‏ام، چيزى را مقرر كرده‏ام كه نه چشمى آن را ديده است، نه گوشى شنيده است و نه به خيال كسى خطور كرده است. من جان و مال شما را در برابر بهشت مى‏خرم: «إِنَّ اللّه‏َ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَ أَمْوَلَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ»

11.يقيناً خدا از مؤمنان، جان‏ها و اموالشان را به بهاى آن كه بهشت براى آنان باشد، خريده است.

 ادامه دارد....



+ نويسنده : ققنوس تاريخ : دوشنبه 1386/04/18 |


مطالب گذشته
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبدِ الله اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَابْنَ رَسُوْلِ الله اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميِر المُؤمِنِيَن وَ ابْنَ سَيِدِ الوَصيّيَن اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِدَةِ نِساءِ العْالَمِينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ الله وَ اَبنِ ثَارِهَ وَالوِتْرَ الْمَوْتُورِ اَلسَّلامُ عَلَيكَ وَ عَلي الَأرواحِ الَّتِي حَلَتْ بِفِنآئِكَ عَلَيكُمْ مِنْي جَمِيعاً سَلامُ اللهِ اَبداً ما بَقَيتُ وَ بَقِيَ الَّليلِ وَ النَّهارُ يا اَبا عَبدِ اللِه لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَتْ وَ عَظُمَتِ الُمصيبَةُ بِكَ عَلَينْا وَ عَلي جَميِع اَهْلِ الِأسْلِام وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ اَلمُصيبَتكَ  في السَّمواتِ عَلي جَميع اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعِنَ اللهُ اُمَّةً اَسَسَتْ اَساسَ الظُّلمِ وَ الجُورِ عَلَيكُمْ اَهْلِ البَيتِ وَلَعَنْ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتي رَتَبِكُمُ اللهُ فيها وَ لَعَنَ اللهُ اُمةً قَتَلَتكُمْ وَ لَعَنَ اللهُ المُمهِدِينَ لَهُمْ بِا لتَمكيِن مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئتُ اِلَي اللهِ وَ اِلَيكُمْ مِنهُمْ وَ اَشياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْليائهِمْ يا اَبا عَبدِ الله اِني سِلْمٌ ِلِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُم اِلي يُومِ القِيمةِ وَ لَعَنَ اللهُ الُ زِيادٍ وَ ال مَروانَ وَلَعَنَ اللهُ بَنِي اُمَيةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللهُ بْنَ مَرجانَةً وَ لَعَنَ اللهُ عُمَرِبْنِ سَعْد وَ لَعَنَ اللهُ شِمراً وَلَعَنَ اللهُ اُمةً اَسْرَجَتْ وَالجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ بِاَبي اَنتَ وَ اُمّي لَقَدْ عَظُمَ مُصابي بِكَ فَاَسئلُ اللهَ الَّذي اَكرَمَ مَقامَكَ وَ اَكْرَمَني اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلي اللهُ عَلَيهِ وَ الِه اَللّهُمَّ اَجْعَلني عِندكَ وَجيهًا با الحُسَينِ عَليهِ السَّلامُ فيِ الدُنيا وَ الأخِرَةِ يا اَبا عَبْدِ اللهِ اِني اَتَقرَّبُ اِليَ اللهِ وَ اِلَي رَسُولِهِ وَ اِلَي اَمير الُمؤمِنينَ وَ اِلي فاطِمَةً وَ ِالي الْحَسَنْ وَ اِلَيكَ ِبمُوالاتِكَ وَ بالَبرائةِ ِممنِ اَسَّسَ ذلِكَ وَ بَني عَليهِ بُنيانَهُ وَ جَري في ظُلمِه وَجَوْرِه عَلَيْكُمْ وَ عَلي اَشياعِكُمَ بَرِئتُ اِليَ اللهِ وَ اِليكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَربُ اِلَي اللِه ثمَّ اِلَيكُمْ بِموالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِيكُمْ وَ بِالبَرائةِ مِنْ اَعدائِكُمْ وَ النّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبالبرآئةِ مِنْ اَشياعِهمْ وَ اَتباعِهمْ اِنيّ سِلمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وولٌّي لِمَن والاكُمْ وَ عَدُ وٌّ لِمَنْ عاداكٌمْ فَاسُئلُ الله اَلذي اَكرَمَني بِمَعرفَتِكُمْ وَ مَعرفَةِ اَوليائِكُمْ وَرَزَقنِي اَلبرائَةَ مِن اَعدائِكُمْ  اَنْ يَجعَلنِي مَعَكُمْ في الدُّنيا وَ الاخرةِ وَ اَن يُثَبِتَ لي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ في الدُّنيا وَالأخرةِ وَ اَسَئلهُ اَن يُبَلغَنيَ المَقامَ الَمحمودَ لَكُمُ عِنْدَ اللهِ وَ اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثاري مَعَ اِمامٍ هُدي ظاهِرٍ ناطِقٍ بالحَقِ مِنْكُمْ وَ اَسئلُ اللهَ بِحَقِكُمْ وَ بِالشَانِ اَلذيِ لَكُمْ عِندهُ اَنْ يَعطنِي بِمصابي بِكُمْ  اَفْضَلَ ما يُعطي مُصاباً بِمُصيبةً ما اَعْظَمَها وَ اَعظمَ رَزَيِتها ِفي اِلاسلامِ وَ في جَميعَ السَّمواتِ وَ الارضِ اَللهُمَّ اجْعَلني في مَقامي هذا ِممَنْ تَنالُهُ مِنكَ صلَواتٌ وَ رحمةٌ وَ مَغفِرةٌ اَللهُمَّ اَجْعَلْ مَحيايَ مَحيا محمدٍ و ال مُحمد وَ مَماتي مَماتَ مُحمدٍ وَ ال مُحمدٍ اَللهمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبركَتْ به بنوامَيَةَ وَ ابْنُ اكِلةَ الأَكبادِ الَّلعينُ ابنُ اللعينِ عَلي لِسانِك وَ لِسانِ نَبِيكَ صليَّ الله عليهِ و اله في كُلِ مَوْطِن وَ مَوقِفٍ وَقَفٍ  فيهِ نَبيكَ صلي الله عليهِ و اللهمَّ الَعن اَبا سُفيانَ وَ معاويةَ وَ يزيدَ بْنَ مُعاويةَ عَليهِمْ مِنكَ الَّلعنةُ اَبَدَ الابِدينَ وَ هَذا يَوْمٌ فَرِحَتْ به ال زِيادٍ وَ الُ مَروانَ بِقَتلِكُمْ اَلحسُيَن صَلواتُ اللهِ عَليهِ اَللهُمَّ فَضاعَفْ عَليهمُ اللعنَ منكَ وَالعذابِ الأَليمَ اللهمَّ اني اتقربُ اليكَ في هذا اليومِ وَفي مَوقفي هذا وَ اَيام حَيوتي بِالبرآئةِ مِنهم وَاللعنةِ عَليهَمّْ السلامُ پس مي گويي صَد مرتبه اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علي ذالكَ اللهمَّ العنِ العصابةَ التي جاهدتِ الُحسين وَشايعتْ و بايِعتْ و تابِعتْ علي قِتله اللهمَّ العنهم جميعاً پس ميگوئي صد مرتبه السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين پس مي گوئي اللهمَ خُصَّ انتَ اَوّل ظالم باللعن مني وَابدَءُ به اولاًثمَّ الثاني وَالثالث َوَالرابعَ اللهمَّ العنِ يزيد خامساً و العن عبيدَ اللهِ بن زيادٍ و ابن مرجانةَ و عمربن سعد وَ شمراً و ال ابي سفيانَ وَال زياد و ال مروان و الي يوم القيامَة پس سجده مي روي و ميگوئي اللهمَّ لكَ الحَمد حمدَ الشاكرينَ لَكَ علي مصابهم الحمدُ للهِ علي عَظيمِ رَزيتي اللهمَّ ارزقني شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُروُدِ وَثبِتْ لي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدِكَ مَعَ الحُسَينِ وَ اَصْحابِ الحُسَينِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهْجُهْم دُوْنَ الحُسَينِ عَلَيه السَّلام
آسیب شناسی مهدویت
علائم ظهور ::فتنه های آخرالزمان::
سايت جديد دارالقرآن الزهراء(س)
سومین مولود خانه وحی
احكام شرعى تلاوت قرآن
تنها شرط قرآن برای قبولی دعا !
ارزش هر کس به لباس اوست!
خورشيد عرفان
داستانهایی از سرزمین کربلا
نکته های ناب
آموزش نغمات قرآنی
تیتراژ ابتدایی سریال یوسف پیامبر
سه خاطره قرآنی از زبان استاد کریم منصوری
دانلود تلاوت تصویری از استاد مصطفی اسماعیل
پشتوانه پیروزی نهضت ما، توجه به قیام امام حسین(ع) بود
تقويم و مناسبت‌هاي ماه صفر
سرودهای زیبا در مدح امام زمان (عج)
مجموعه theme های مذهبی برای سونی اریکسون تقدیم به کاربران عزیز
مجموعه 4 کتاب مذهبي موبايل به مناسبت تاسوعا و عاشورا
کتاب پرسش های عاشورایی ویژه مولایل6 کتاب

منوي اصلي


صفحه نخست
تماس با ما
تعداد پستها: 180
آخرین بروزرسانی: 05/07/88

موضوعات وبلاگ

مجموعه اصوات
گالری تصاویر
مقالات وبلاگ
مباحث مرتبط با دارالقرآن الزهراء س تکاب
پستهای مرتبط با موبایل
مجموعه لینکهای مفید

موضوعات مطالب

رهنمون
شفا و رحمت
حدیث هفته
نرم افزار و تم موبایل
نرم افزار قرآنی
قرائتهای مجلسی
توشیح و مدیحه سرایی
سبوی صفا
نمازعارفان
آلبوم تصاوير دارالقرآن
اخبار دارالقرآن
آخرالزمان
امام زمان(عج) از نگاه امام خميني(ره)
آموزش حفظ قرآن
آموزش صوت و لحن قرآن
حدیث خوبان
چت با خدا
ویژه نامه شهادت امام صادق (ع)
در محضر علامه
خورشید عرفان
ویژه نامه شهادت حضرت زهراء سلام الله علیها
حرفهاي ناب
مناسبتها

آرشيو ماهانه

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386

آمار سایت


جستجو


کپی برداری از مطالب این وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز است